تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت امام رضا علیه آلاف التحیة و الثناء


ازتو بگيرم

با نام گدا آمده‌ام پيش شما کعبه هشتم
با دست تهي آمده ام از تو بگيرم

آغاز کنم حرف و حديث دل خود را
من آمده‌ام عشق رضا از تو بگيرم

گر آمدنم از سر اخلاص و صفا نيست
اي نور صفا آمده‌ام از تو بگيرم

پا چون که نهادم به حريم حرم تو
بسته است زبانم که زبان از تو بگيرم

در اول راهي که شدم زاير کويت
دل گفت به والله نشان از تو بگيرم

حاجات زياد است کرامات تو بسيار
من امده ام حاجت از اين باب کرامات بگيرم

گويند به ما حضرت عباس وفادارترين بود
نزديک توام رسم وفا آمده‌ام از تو بگيرم

اي سيد و آقا به تهيدست نظر کن
اميد ندارم به کسي آمده ام از تو بگيرم



وين کاسه اشکم شده خالي که بگريم
اي صاحب بينايي من نور دلم از تو بگيرم

شرمنده ام از کفتر پرواز کنان دور حريمت
من آمده ام بال براي حرمت از تو بگيرم

عشاق زيارت که به اميد در اين صحن و سرايند
هر يک به اميد آمده‌اند از تو بگيرند

گر کارگر و کاسب و در سطح وزيرند
محتاج شدند آمده‌اند از تو بگيرند

شرمنده نخواهم شد از اين روزنه نور
من روز قيامت که شفاعت به خدا از تو بگيرم

شاعر: عليرضا طالبي ـ مشهد


منبع شعر:نگاه شما تابناک